تبلیغات
فتح - صدایی به گوش می آید

فتح

در فواد است ...

     




صدایی به گوش می آید

حضرت آقا :
  من میخواهم این پیامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه یا حرف میزنند، یا مینویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اینها بدانند، كارى كه میكنند، كار درستى نیست. مخالفت كردن، استدلال كردن، یك فكر سیاسى غلط یا یك فكر دینى غلط را محكوم كردن، یك حرف است، مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سیاسى، یك حرف دیگر است؛ ما این دومى را به طور كامل و قاطع نفى میكنیم؛ نباید این كار انجام بگیرد. متأسفانه بعضى این كار را میكنند. من بخصوص به جوانها توصیه میكنم. بعضى از این جوانها بلاشك مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خیال میكنند این وظیفه است؛ نه، من عرض میكنم این خلاف وظیفه است، عكس این وظیفه است.

"ملاحظه" 

 1: نکته اولی که به ذهن نگارنده می رسد مخاطب قرار گرفتن وبلاگ نویس هاست ، آن هم نه در جمع جوانان ، یا در جواب سوالی از ایشان  ، از این رو اهمیت پیدا کردن وبلاگ نویسی و عمق نفوذ آن بیش از پیش واضح شده است .
2: نکته دوم بحث تشخیص وظیفه است ، آنچه که پر واضح است آن است که گوش دادن به فرامین رهبری ، خطٍ وظیفه را نمایان می سازد و عرصه های واجب الحضور را نشان می دهد ، پس براستی دلیل این همه فاصله فکری و تشخیص موضوعی برای چیست ؟!
من فکر می کنم ، اینکه نفس ما حاکم بر ما باشد نتیجه ای جز این ندارد !


حضرت آقا
:
فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه، یكى از آن چیزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است. انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. این كار علاوه بر اینكه فضا را آشفته میكند و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد - كه امروز احتیاج به این آرامش هست - خداى متعال را هم از ما خشمگین میكند .

"ملاحظه" 
1: بسیار واضح است که رهبری از سخنرانی ها و جلساتی که به راحتی شخصی را متهم و هتک حرمت می کنند دل خوشی ندارند و ناراضی اند .
2: حرفی با مخالفین آقای هاشمی ، – بنده نیز از با افکار و سیاست های آقای هاشمی مخالفم و نمی پسندم  _ . سوال من از مخالفین ایشان این است . تا زمانی که رهبری ایشان را کنار خود می نشانند و در مناصب خود نگه می دارند و ... ، به چه دلیلی عزل ، کنار رفتن و امثال این حرف ها را می زنند ؟ آیا این تحمیل به رهبری نیست ؟ آیا این خلاف مصلحتِ اندیشیده شده از سوی ایشان نیست ؟ باید مراقب باشیم که در مخالفت های راستین ، دچار هوی پرستی نشویم و غضب مذموم بر ما غلبه نکند !
  تقوا ؟ اخلاق ؟ عقل ؟
3: امروز احتیاج به این آرامش هست ، این جمله ره بری است عزیزان !!!


حضرت آقا :
در درجه‌ى اول، مسئولان و زبدگان و برجستگان و روشنفكران و دانشمندان و علما و كسانى كه محیطِ تأثیر دارند، از رفتارهاى خودشان مراقبت كنند. همان طور كه عرض كردیم، قدرت‌طلبى است، دنیاطلبى است، دنبال اختلاف رفتن است، جنجال درست كردن است،  خلاف اخلاق حركت كردن است؛ كه من در اینجا میخواهم روى این مسئله‌ى خلاف اخلاق حركت كردن تكیه كنم . . . .
 البته از نفوذها، از اغواهاى شیطانى دشمنان، از دخالتهاى دشمنان هم نباید غفلت كرد. همان طور كه امام بارها میفرمودند، گاهى اینجور افراد وارد اجتماعات پرشور و مؤمن و مخلص میشوند و آنها را به یك سمتى و یك حركتى میكشانند؛ از این هم نباید غفلت كرد؛ هم غفلتهاى ناشى از احساساتى شدن، هم ناشى از ندیدن دستهاى دشمن. بنابراین من بخصوص از جوانها میخواهم كه نگذارند این فضاى غیبت و تهمت و فحاشى و هتاكى و شكستن حرمتها ادامه پیدا كند. وقتى كه ادامه پیدا كرد، طبعاً همان طور سرایت هم میكند - مثل بیمارى مسرى - ناگهان مى‌بینید مثلاً در نمازهاى جمعه كه محل خشوع و ذكر و توجه است، یك چنین چیزهائى گاهى احیاناً دیده میشود، كه غلط اندر غلط است. انسان اگر چنانچه آن خطیب نماز جمعه را قبول ندارد، خب، اصلاً پاى خطبه‌اش نمى‌نشیند، به او اقتداء هم نمیكند، مى‌آید بیرون. یا حتّى گاهى اوقات در درسها، در محیطهاى علمى و درسى از این چیزها دیده میشود؛ كه اینها غلط است، مضر است و مخالف مصلحت انقلاب است؛ اینها همان ضربه زدن و شكاف ایجاد كردن و تَرك‌دار كردن هیئت عظیم و شفاف و باشكوه نظام اسلامى است كه دارد با قدرت حركت میكند و پیش میرود.


"ملاحظه"
1: طبق قانون اساسی مردم نمایندگانی را به عنوان خبرگان رهبری انتخاب می کنند تا ایشان نیز رهبری و ولی فقیه را کشف و تعیین کنند . پس چرا این همه هیاهو براه می افتد ! مگر خبرگان را انتخاب نکرده ایم ! تا رئیس شان را هم انتخاب کنند ! بی شک خبرگان رکن رکین نظام اسلامی است ، پس چرا باید این مهم به مسئله کوچهِ بازاری تبدیل شود و مسئله ای به این اهمیت لوث شود ، آیا دست دشمن را نمی بینیم ! آیا این موضوع تبدیل به یک سنت نمی شود! آنوقت چکار باید کرد ؟ 
 


«الهى الیك اشكو نفسا بالسّوء امّارة و الى الخطیئة مبادرة و بمعاصیك مولعة و لسخطك متعرضة تسلك
بی مسالك المهالك و
تجعلنی عندك أهون هالك كثیرة العلل طویلة الأمل أن مسها الخیر تمنع میالة الی اللعب و اللهو مملوة بالغفلة و السهو تسرع بی الی الحوبة و تسوفنی بالتوبة الهی اشكو الیك عدوا یضلنی و شیطانا یغوینی ...
» مناجات الشاكین

دیدار با خبرگان رهبری 19-12-1389

دفتر دوم